دسته
برندگان وبلاگ نویسی
دامنه های وبلاگ

تبیان من
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 821277
تعداد نوشته ها : 1160
تعداد نظرات : 92
باشگاه بازاریابان ایرانی باشگاه بازاریابان ایرانی باشگاه بازاریابان ایرانی
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

حضرت امام (قدس سره )در مورد جهانی شدن انقلاب اسلامی بارها تمنای قلبی و خواسته باطنی خود را از خداوند سبحان طلب می‌نمودند:
«امیدوارم که این انقلاب یک انقلاب جهانی بشود و مقدمه برای ظهور حضرت بقیه‌الله- ارواحنا فداه_ بشود».

                                   

● مقدمه
انقلاب اسلامی ایران که مبتنی بر آموزه های شیعی است، درسال ۱۳۵۷ (۱۹۷۹م) به پیروزی رسید.
اگر چه شیعه در طول حیات خویش در دوران های مختلف در قالب مفاهیمی همچون تقیه موجودیتش را حفظ نموده است؛ اما وجود مفاهیمی همچون امر به معروف و نهی از منکر، جهاد، ظلم ستیزی و دفاع از مبانی و اصول اسلام دایره تقیه را محدود ساخته و شیعه را به اقدام عملی ملزم می سازد. بنابراین نارضایتی و خشم از وضع موجود و آرمان وضع مطلوب آن گاه که در کنار حس پرخاشگری و ظلم ستیزی قرار گیرد، منجر به وقوع تحولی در راستای نفی وضع موجود و جایگزینی وضعیت مطلوب خواهد شد. در این میان آنچه محرک اصلی خواهد بود مکتبی است که این اندیشه بر اساس آن شکل گرفته است.
برای وقوع چنین تحولی در کنار شاخصه های فوق، وجود رهبری آگاه و عالم که نمونه ای از انسان ایده آل اسلام باشد ضروری می نماید؛ چراکه در هر مرحله از این حرکت تحول آفرین امکان انحراف از مسیر حقیقت و موج سواری شخصیت های فرصت طلب دور از ذهن نمی باشد و تاریخ گواه این مطلب است که حرکت های آزادی بخش شیعی همچون نهضت مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت چگونه از مسیر اصلی به بیراهه کشانده شد.
انقلاب اسلامی در ایران که شالوده های خود را بر مکتب اسلام و مبنای خویش را حرکت تحول آفرین حسین بن علی(ع) در عقبة تاریخی اش قرار داده بود، با وجود رهبری آگاه، فقیه و مجاهد و حضور مردمی پرشور با عزمی راسخ به وقوع پیوست. این انقلاب در شرایطی رخ داد که نظریه پردازان انقلاب نقش دین و مکتب را در وقوع انقلاب ها منکر شده یا به حداقل رسانده بودند.
 

● انقلاب اسلامی و تحلیل ها
از سوی دیگر کشور ایران دارای وضعیتی بود که هیچ کدام از نظریه پردازان و صاحب نظران سیاسی دنیا وقوع انقلاب را در آن نه تنها پیش بینی نمی کردند، بلکه به طور کلی احتمال آن را هم ناممکن می شمردند. جیمی کارتر درباره ایران گفت:"ایران همچون جزیره ای با ثبات در یکی از بحرانی ترین مناطق جهان می باشد.۱تحلیل گران سازمان سیا نیز یک سال قبل از انقلاب ادعا کردند: "ایران نه تنها در وضع انقلابی نیست، بلکه در حالت پیش از انقلاب هم به سر نمی برد."
در اینجا نظریه یکی از این جامعه شناسان سیاسی یعنی خانم تدا اسکاچپل مورد توجه می باشد.
اسکاچپل متولد ۱۹۴۷ در میشگان آمریکاست و دکتری خود را در سال ۱۹۷۶ از دانشگاه هاروارد اخذ کرده است و هم اکنون از استادان برجسته دانشگاه کمبریج انگلستان می باشد. وی در تحلیل جوامع و انقلاب ها در زمرة ساختارگرایان قرار دارد. مطالعه بسیار جدی و عمیق درباره سه انقلاب روسیه، چین و فرانسه و مقایسه آنها با یکدیگر و انتشار کتاب ها و مقالات متعدد در این حوزه او را در شمار نظریه پردازان مطرح در این زمینه قرار داده است.
 

▪ نظریه اسکاچپل
یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی فرو شکستن قالب های فکری نظریه پردازی درمورد انقلاب هاست. ازجمله نظریه های مطرح در محافل علمی جهان، نظریه خانم تدا اسکاچپل درکتاب دولت ها و انقلاب های اجتماعی۴ است که همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی درسال ۱۹۷۹م به چاپ رسید. نویسنده با تفکیک بین "انقلاب سیاسی" و "انقلاب اجتماعی" بیان می دارد که یک انقلاب سیاسی با تغییر حکومت، بدون تغییر در ساختارهای اجتماعی همراه است. همچنین، منازعات طبقاتی و دهقانی نقشی در آن ندارد. انقلاب های سیاسی ساختار حکومت را تغییر می دهند، ولی ساختار اجتماعی را تغییر نمی دهند، و ضرورتاً نیز ناشی از تعارضات طبقاتی نیستند.
 

▪ تحول در نظریه اسکاچپل
وقوع انقلاب اسلامی در ایران با تکیه بر ایدئولوژی خاص، رهبری آگاه و مردمی پرشور نشان داد که این انقلابی جبری و به دور از اراده و تفکر نیست. بلکه پیامد اندیشة سیاسی خاصی است که حتی در شرایطی که نظریه پردازان انقلاب، امکان وقوع انقلاب را منتفی می دانند، می تواند تحول عظیم در ساختارهای مختلف جامعه به وجود آورد و نظامی دیرپا را که از حمایت های داخلی و خارجی بر خوردار است به نابودی بکشاند.
شاید همین دور ماندن قدرت نهانی در اندیشه سیاسی شیعه از ذهن نظریه پردازانی چون اسکاچپل موجب شد تا وقوع انقلاب ها را تنها در قالب انقلاب های روسیه، فرانسه و چین ارزیابی نماید و نقش ایدئولوژی و مکتب را در وقوع انقلاب انکار نماید. این مهم بود که موجب شد ساختار نظری، نظریه پردازان انقلاب فرو ریخته وآنها را به اعتراف وا دارد:
اسکاچپل پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۸۲با نوشتن مقاله ای با عنوان"دولت تحصیلدار و اسلام شیعه در انقلاب ایران"می نویسد: "اگر در واقع بتوان گفت که یک انقلاب در دنیا وجود داشته که عمداً و آگاهانه توسط یک نهضت اجتماعی توده ای ساخته شده است تا نظام پیشین را سرنگون سازد، به طور قطع آن انقلاب، انقلاب ایران علیه شاه است. انقلاب آنها صرفاً نیامد، بلکه به صورت آگاهانه و منطقی ساخته شد. این انقلاب قابل توجه، همچنین مرا وادار می سازد تا به درک خود در قبال نقش بالقوه و محتمل سیستم های عقاید و ادراک های فرهنگی در شکل بخشیدن به کنش های سیاسی، عمق و وسعت بیشتری ببخشم. این انقلاب مطمئناً شرایط یک "انقلاب اجتماعی" را دارا می باشد. مع الوصف وقوع آن به ویژه در جهت وقایعی که منجر به سقوط شاه شدند انتظارات مربوط به علل انقلاب ها را که من قبلاً در تحقیق تطبیقی ـ تاریخی ام در مورد انقلاب های فرانسه، روسیه و چین تکامل و توسعه بخشیده ام زیر سؤال برد."
نظریه اسکاچپل از جنبه های مختلف قابل نقد و ارزیابی است این نوشتار تنها عهده دار بیان این مسئله است تا تحول در نظریه پردازی انقلاب ها را به عنوان یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی معرفی نماید. از این روی نظریه اسکاچپل تنها به عنوان یکی از شواهد این ادعا مطرح شده است.

ادامه دارد...

● نگاهی اجمالی به انقلاب اسلامی ایران و دیگر انقلاب های بزرگ جهان
"انقلاب اسلامی ایران" که در ‪۲۲‬بهمن ‪۱۳۵۷‬به پیروزی رسید مهمترین انقلاب در نیمه دوم قرن بیستم به شمارمی آید. این انقلاب شکوهمند تاکنون از جنبه های گوناگون با معروفترین انقلاب های جهان مقایسه و ویژگی های متمایز آن معرفی شده است.
استاد شهید "مرتضی مطهری" در کتاب "پیرامون انقلاب اسلامی" چنین اظهار داشته است: "اگر قرار باشد نظیری برای انقلاب اسلامی ایران پیدا کنیم، شاید بتوانیم انقلاب صدر اسلام را مثال بزنیم."
ازآنجاکه شناخت بیشتر وجوه گوناگون و تحلیل جنبه های مختلف انقلاب،امکان تداوم بخشیدن به آرمان ها، اهداف و همچنین حفظ و نگهداری دست آوردهای آن را میسر تر می‌سازد، در این گزارش برخی از وجوه تمایز و اشتراک انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلاب های بزرگ جهان مورد بررسی قرار می گیرد. اساسا مقایسه و مطالعه تطبیقی انقلابهای بزرگ دنیا با یکدیگر با انگیزه های گوناگونی صورت می‌گیرد.
دکتر "منوچهر محمدی" استاد دانشگاه تهران در کتاب "انقلاب اسلامی در مقایسه با انقلاب های فرانسه و روسیه"، علاقه مندان به مطالعه تاریخی و تطبیقی انقلاب های بزرگ جهان را چهار دسته می‌داند. بر پایه نوشته وی این چهار گروه عبارتند از: دانشگاهیان و محققان با انگیزه های صرف علمی و آکادمیک، افراد مشتاق انقلاب که در پی کسب تجربه از انقلابهای بزرگ دنیا برای پیاده کردن آنها در جوامع مورد نظر و مستعد انقلاب هستند، مخالفان و ضد انقلابیونی که برای پیشگیری از تحقق و وقوع انقلاب در جامعه تلاش می‌کنند و گروهی که نگران آینده و علاقمندبه تثبیت انقلاب نو پا و تداوم و پیروزی قطعی آن هستند.
امام خمینی (ره) معمار بزرگ انقلاب اسلامی در فرازهایی از سخنان خود در ‪۲۱‬بهمن سال ‪،۱۳۶۴‬برای درک اهمیت انقلاب اسلامی، مقایسه آن باانقلاب های بزرگ دنیا را مورد تاکید قرار دادند. امام راحل در این‌باره فرمودند: "این انقلاب فرانسه، آن انقلاب شوروی، مطالعه کنند اشخاص ببینند که آیا قبل از این انقلاب‌ها چه بوده است و حالا چه هست، آیا به حال ملت‌ها امری حاصل شده است؟" (صحیفه نور -جلد ‪۱۹‬ صفحه ‪(۲۶۹‬
بسیاری از اندیشمندان و تحلیلگران، انقلاب اسلامی ایران را با دو انقلاب بزرگ دیگر تاریخ جهان یعنی "انقلاب کبیر فرانسه" در سال ‪۱۷۸۹‬میلادی (‪ ۱۱۶۸‬ه.ش ) و "انقلاب روسیه" در سال ‪۱۲۹۶ ) ۱۹۱۷‬ه.ش )مقایسه کرده اند.
مقایسه انقلاب ایران با دو انقلاب فرانسه و روسیه از دو دیدگاه صورت گرفته است.
گروهی با تطبیق شرایط اقتصادی ، سیاسی، اجتماعی و...این سه کشور، در صدد این نتیجه گیری هستند که انقلاب ایران نیز ریشه‌ها و ماهیتی نسبتا یکسان با دوانقلاب دیگر داشته است.گروهی دیگر ضمن بر شمردن وجه تمایزهای انقلاب فرانسه و روسیه با انقلاب ایران ،اساسا ماهیت و ویژگی های انقلاب اسلامی ایران را منحصر به فرد و متفاوت با دو انقلاب دیگر دانسته اند.
 

● ریشه های مذهبی انقلاب ایران
هر دو گروه یاد شده وجه تمایز عمده بین انقلاب اسلامی ایران و دو انقلاب دیگر را ریشه مذهبی آن و نقش روحانیت در به حرکت در آوردن توده ها دانسته و اذعان کرده‌اند که انقلاب فرانسه وانقلاب روسیه فاقد آن و حتی در جهت مخالف آن بودند.
دکتر " محمود طلوعی " در کتاب "فرهنگ جامع سیاسی" آورده است:"در هر دو انقلاب فرانسه و روسیه، روحانیون در کنار دربار قرار داشتند وانقلابیون پس از به دست گرفتن قدرت به مبارزه با نفوذ کلیسا و قطع امتیازات طبقه روحانی پرداختند.
در فرانسه هزاران کشیش در جریان انقلاب قتل عام شدند و مجلس انقلاب، زمین های متعلق به کلیسا را ضبط و اعیاد و مراسم مذهبی را لغو کرد، در روسیه نیز "بلشویک "ها که در مراحل نهایی انقلاب به قدرت رسیدند آشکارا منکر خدا و اعتقادات مذهبی بودند و بعد از به دست گرفتن حکومت به مبارزه جدی با دین و روحانیت دست زدند. اما در ایران، مذهب قوه محرکه اصلی انقلاب بشمار می‌رفت و آتش انقلاب از درون مساجد زبانه کشید."
تحلیل گران در مقایسه شرایط و اوضاع و احوال جامعه، پیش از شکل گیری انقلاب و عواملی که منجر به بروز و پیروزی انقلاب در سه کشور فرانسه، روسیه و ایران شد، به نقش منحصر به فرد مذهب، رهبری و مردمی بودن انقلاب اسلامی ایران در شکل گیری ، هدایت و پیروزی آن اذعان داشته اند.
فرهنگ نامه "کلید دانش" در توضیح واژه "انقلاب" ذیل مطلبی تحت عنوان "انقلاب پیش بینی ناپذیر" چنین آورده است: "در اغلب انقلاب های دنیا در چند قرن اخیر، طبقه ی متوسط و روشن فکر نقش محوری داشت و کشیشان (علمای دینی) در طیف مخالفان انقلاب بودند، اما در انقلاب اسلامی ایران،روحانیون رهبری انقلاب را به عهده گرفتند و حامیان اصلی انقلاب، قشر محروم و مستضعف جامعه بودند.
البته نباید فراموش کرد که نقش روحانیت در ترغیب توده های مردم برای حضور در صحنه های انقلاب به آسانی حاصل نشد و خود مولود همراهی پیوسته این قشر با مردم و همچنین زحمات و سختی‌هایی بود که علما و روحانیون با توجه به وابسته نبودن حوزه های علمیه به حکومت، تحمل کرده بودند.

ادامه دارد...

● مقایسه حاکمان وقت سه کشور در زمان پیروزی انقلاب
بررسی ویژگی های حاکمان وقت سه کشور فرانسه، روسیه و ایران در زمان پیروزی انقلاب و سرگذشت آنها پس از پیروزی نیز از دیگر جنبه های قابل مقایسه و قابل تامل این سه انقلاب است.
"لویی شانزدهم"، "نیکلای دوم" و "محمدرضا پهلوی " هر سه در سنین ‪۲۰‬تا ‪۲۶‬سالگی به سلطنت رسیدند و هر سه با کمترین تجربه در کار سلطنت و حکومت جانشین مردان مستبد و مقتدر قبل از خود شدند و از این حیث با یکدیگر مشابه هستند. ولی سلسله "بوربن " که لویی شانزدهم به آن تعلق داشت و سلسله "رومانوف" که نیکلای دوم از بطن آن به پادشاهی رسیده بود به ترتیب حدود ‪۲۰۰‬و ‪۳۰۰‬سال بر سرزمین های فرانسه و روسیه حکومت کردند و نیز از طبقه اشراف جامعه خود بودند.در حالی که سلسله دست نشانده پهلوی ، که حدود پنجاه و سه سال بر ایران سلطنت کرد، پدر و پسری بودند که اجداد شان نه صبغه سیاسی و اشرافی داشتند و نه اهل علم بودند.


برخی تاریخ نویسان و تحلیل گران در وجه تشابه این سه حاکم نوشته اند:
هر سه آنها در اوایل سلطنت خود به کمک دولت مردان با تجربه و وطن پرست برمشکلات فایق آمدند ولی در سال های پایانی سلطنت، متملقین درباری را در مصدر کار قرار دادند و هنگامی که با طوفان انقلاب روبرو شدند در کار خود درماندند. به اعتقاد برخی تحلیل گران، واکنش هر سه حاکم در مقابل انقلاب،مشابه یک دیگر بود.هر سه آنها با عقب نشینی گام به گام در برابر حرکت های انقلابی موجبات تقویت و گسترش این حرکت‌ها را فراهم ساختند و با ضعف و خواری سقوط خود را تسریع کردند.
چگونگی پایان عمر حکومت و زندگی محمدرضا با "لویی شانزدهم" و"نیکلای دوم" تفاوت ویژه ای دارد. در حالی که هنوز انقلاب ایران به پیروزی نرسیده بود شاه به همراه خانواده‌اش کشور را ترک و دو سال پس از پیروزی انقلاب در سال ‪۱۳۵۹‬براثر بیماری سرطان درگذشت. اما لویی شانزدهم و نیکلای دوم پس ازپیروزی انقلاب های فرانسه و روسیه بیش از یک سال تحت نظر انقلابیون زندانی بودند و سپس خود و خانواده اشان توسط انقلابیون محکوم به مرگ شدند.
لویی شانزدهم در سال ‪۱۱۷۲‬شمسی (‪ ۱۷۹۳‬میلادی) و همسرش "ماری آنتوانت " ‪۹‬ماه پس از وی با گیوتین گردن زده شدند و نیکلای دوم نیز در سال ‪۱۲۹۷‬ (‪۱۹۱۸‬میلادی)همراه کلیه اعضای خانواده‌اش تیرباران شد.
طول عمر حکومت و زندگی محمدرضا پهلوی نسبت به عمر سلطنت و زندگی حاکمان فرانسه و روسیه بیشتر بود. یکی از ویژگی های مشترک محمدرضا پهلوی با نیکلای دوم داشتن این تصور بود که سلطنت موهبت الهی است و به وی تفویض شده است.
بزرگ‌ترین وجه اشتراک هر ‪۳‬حاکم یادشده، بی‌تدبیری، ضعف اراده و خوی دیکتاتوری بود.بی تردید نمی‌توان گفت که محمدرضا پهلوی(حاکم ایران)از این حیث در درجه پایین تری نسبت به لویی شانزدهم(حاکم فرانسه)و یا نیکلای دوم(حاکم روسیه) قرار داشت. بهترین گواه، دستگیری، زندانی و اعدام مخالفان رژیم،سرکوب بی‌رحمانه تظاهرات خیابانی، کشتار خونین ‪۱۷‬ شهریور و جنایات بی‌شمار دیگری بود که رژیم پهلوی و عمال فاسدش در طول سالیان سیاه حکمرانی بر ایران مرتکب آن شدند. با تاثیرپذیری از انقلاب ایران و آموزه های ارزشی این انقلاب بیدار و زنده شوند.
“جان اسپوزیتو ” یک استاد دانشگاه “جرج تاون ” آمریکا درباره انقلاب اسلامی و پیامدهای منطقه ای و جهانی آن گفته است : انقلاب ایران پدیدآورنده حرکتی نو در جهان اسلام بود ، ازاین نگاه که دولت های اسلامی می‌توانند مستقل تر از پیش و بدون نیاز به غرب به بقای خود ادامه دهند.
دکتر آنتونی مک روی Anthony McRoy استاد دانشگاه لندن و نویسنده ای که به تازگی کتابی با نام از رشدی تا حادثه هفتم ژوئیه (From Rushdie to ۷/۷) را منتشر کرده است، نیز گفته است : انقلاب اسلامی ایران به علل مختلفی حادثه سیاسی بسیار مهمی در تاریخ جهان مدرن به شمار می‌رود.
یکی از این علل این است که این انقلاب موج تعجب همگان در غرب شد زیرا هیچکس وقوع انقلاب سیاسی ای را که بر مبنای مذهب شکل بگیرد ، تصور نمی کرد و پیش بینی نمی کرد.
در آن زمان همه اینگونه تصور می‌کردند که انقلابی کمونیستی و یا انقلابی ضد کمونیستی در سطح جهان به وقوع خواهد پیوست و به همین علت هیچکس فکر نمی کرد که یک انقلابی تحت عنوان مذهب و یا از سوی متفکران مذهبی صورت گیرد .
انقلاب اسلامی ایران موجب افزایش آگاهی و فعالیت سیاسی احزاب اسلامی شد و از زمان شکل‌گیری‌اش در سال ۱۹۷۹ تاثیر زیادی را در این زمینه برجای گذاشت و این تاثیر همچنان ادامه دارد.
حقیقت اینست که پیدایش انقلاب اسلامی آخرین سوسو ی مقاومت را که به فراموشی سپرده شده بود برافروخته کرد و در برابر ملتهای منطقه و جهان روزنه ای را گشود و آنان را در برابر افقی جدید از آینده ای موفق و بدون بردگی قرار داد .
از سویی دیگر پیشرفت های علمی و تکنولوژی و موفقیت های ایران در عرصه سیاست بین الملل و منطقه سبب گرید تا جنبش های آزادیخواه به این احساس خودباوری برسند که می توان هم دست به انقلاب زد و هم آنرا با اقتدار ادامه داد و لزومی ندارد که تحلیل های غربی چون برینتون را به همه انقلاب ها تعمیم داد .بر اساس نظریه برینتون انقلابها در سیر تحولات خود سه مرحله را پشت سر خواهند گذاشت: در مرحله اول پس از سرنگونی رژیم حاکم، نیروهای میانه رو بر مسند قدرت تکیه زده و حاکمیت را در دست می گیرند. در مرحله دوم پس از گذشت مدت کوتاهی از حکومت میانه روها به دلیل برآورده نکردن توقعات انقلابی مردم این نیروها از مسند قدرت کنار زده شده و جای خود را به نیروهای رادیکال می دهند. مرحله سوم که مرحله ترمیدور یا دوران نقاهت پس از انقلاب نامیده شده است.

ادامه دارد...

● سایه های واقعی انقلاب اسلامی ایران بر مصر
اولین واکنش نسبت به انقلاب اسلامی ایران توسط جماعت اخواان‌المسلمین صورت گرفت. این جماعت در اعلامیه‌ای که در سال ۱۹۷۹ آنرا منتشر نمود، ضمن ستایش انقلاب اسلامی ایران آن را الگویی برای مبارزت اسلامی خود علیه دولت وابسته و ضد اسلامی مصر به کار بندد.وقوع انقلاب اسلامی موجب شد این جنبش از رکودی نزدیک به یک دهه خارج شود.
کشور مصر در شمال قاره آفریقا و در کنار دریای مدیترانه و سرخ قرار دارد. وسعت آن در حدود یک میلیون کیلومتر مربع می‌باشد که از این نظر بیست و هشتمین کشور جهان محسوب می‌گردد.
فرهنگ مصر فرهنگی اسلامی و غنی است که از زمان‌های قدیم دانشمندان و متفکران بسیاری در معروف‌ترین دانشگاه مصر یعنی دانشگاه الازهر فعالیت داشته‌اند. مصر تنها کشور عربی است که اقتصاد آن نسبت به دیگر کشورهای عربی و‌آفریقایی پیشرفت چشمگیری داشته است. اکثر جمعیت مصر کشاورز می‌باشند که در دره و یا دلتای نیل یعنی تنها مناطق قابل کشاورزی مصر زندگی می‌کنند.
مهمترین نقش تعیین کننده از نظر عوامل طبیعی و جغرافیایی در مصر کانال سوئز است. اگر چه این کانال در زمان جمال عبدالناصر ملی اعلام گردید اما وجود آن در خاک مصر یکی از بارزترین عوامل تعیین کننده جغرافیایی برای این کشور محسوب می‌گردد.
با توجه به اهمیت دو کشور ایران و مصر در دنیای اسلام و پیشینه تاریخی کهن دو کشور بررسی تأثیرات و بازتاب‌های انقلاب اسلامی ایران بر این کشور مهم اسلامی و عربی قابل تأمل و توجه است که مقاله حاضر در صدد بررسی روابط دو کشور و تبیین این تأثیرات می‌باشد.


▪ تاریخچه روابط میان ایران و مصر
سابقه تاریخی ارتباطات سیاسی ایران و مصر از زمان کوروش پادشاه هخامنشی آغاز می‌گردد. با ظهور اسلام رابطه میان دولت ایران و مصر وارد مرحله جدیدی شد. اسلام از دروازه مصر وارد آفریقا شد و با روی کار آمدن سلسله‌های اموی و عباسی و تحت تعثیب قرار گرفتن اهل بیت (ع) و شیعیان آنان بسیاری از بزرگان سادات در جستجوی پناهگاه به مصر و ایران که به دور از دسترسی حاکمیت مرکزی بود سفر کردند و از اینجا جایگها اهل بیت (ع) را در مصر و ایران می‌توان مشاهده کرد. سلسله فاطمیان بر اساس نهضت اسماعیلیات و بدست مردانی که ایرانی بودند در مصر بوجود آمد. این حکومت مقتدر شیعی که از سال‌های ۹۶۹ تا ۱۱۷۱ میلادی بر مصر حکومت می‌رانده‌اند، دانشگاه الازهر را که به نام حضرت زهرا (س) الازهر نامیده شده را بنا نمودند که قدیمی‌ترین دانشگاه به سبک و سیاق جدید در دنیای اسلام محسوب می‌شود.
در قرون معاصر مصر مهد ظهور اندیشه‌های نوین اسلامی و عربی بوده است. روابط فرهنگی ایران با مصر در این دوره با شروع فعالیت‌های اصلاحی سید جمال‌آلدین اسد‌آبادی در دنیای اسلام به ویژه در ایران و مصر نمود می‌یابد و سید جمال‌ با احیای اندیشه اصلاح‌گرایی نوین در اندیشه سیاسی مسلمانان عرب و نیز سردادن ندای وحدت میان شیعه و اهل سنت موفق به ایجاد نهضتی شد که پس از او شاگردانش از جمله محمد عبده مفتی الازهر مصر آن را پیگیری و دنبال نمودند.


▪ روابط ایران و مصر پیش از انقلاب اسلامی ایران
در دوران معاصر روابط میان ایران و مصر دستخوش تحولات و دگرگونی‌های زیادی شده است. با توجه به نفوذ و سلطه انگلیس در این دوره بر هر دو کشور، ما شاهد نزدیکی روابط ایران و مصر هستیم تا جایی که می‌بینیم ازدواج سیاسی میان خاندان پادشاهی دو کشور صورت می‌گیرد و فوزیه خواهر فاروق پادشاه مصر با محمدرضا پهلوی ولیعهد ایران ازدواج می‌نماید که البته این ازدواج چندان دوام نمی‌آورد و به جدایی می‌انجامد.
از این زمان به بعد با کودتای افسران‌ آزاد در مصر در ۱۹۵۲ به رهبری جمال عبدالناصر و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران، که در مصر منجر به سرنگونی رژیم پادشاهی و در ایران منجر به تثبیت رژیم پهلوی شد روابط دو کشور شدیدا تیره بود به طوری که منجر به قطع روابط ایران و مصر گردید.
رژیم پهلوی دولت ناصر را به دست داشتن در قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ متهم نمود و مصر نیز رژیم پهلوی را به خاطر روابط نزدیک خود با اسرائیل مورد هجوم تبلیغاتی خود قرار داد. این شرایط تا زمان مرگ ناصر در ۱۹۶۹ و روی کار آمدن انورسادات همچنان ادامه داشت.
با روی کار آمدن انور سادات و گرایشات فراوان او به آمریکا روابط ایران و مصر مجددا رو به گرمی نهاد به نحوی که در سال ۱۳۵۷ شاه ایران اولین منزلگاه خود را برای فرار از ایران، کشور مصر قرار داد و نهایتا نیز با مرگ شاه در یکی از بیمارستان‌های قاهره در آن کشور به خاک سپرده شد.
از لحاظ مراودات فرهنگی و دینی نیز شاهد هستیم که در این دوره و از اواخر دهه ۱۹۴۰، نهضت جدید و منسجم‌تری شکل گرفت تا بار دیگر میان شیعیان و اهل سنت نزدیکی ایجاد شود. این نهضت مورد تأیید مرجع تقلید شیعه یعنی آیت‌الله بروجردی قرار داشت و آیت‌آلله محمدحسین کاشف‌الغطاء از مراجع تقلید نجف در عراق و علامه شرف‌الدین از مراجع لبنان از دیگرحامیان این نهضت از علمای شیعه بودند. در کشور مصر نیز نهضت یاد شده مورد تأیی شیخ عبدالمجید سلیم از دانشگاه الازهر و تعدادی از شاگردان او از جمله شیخ محمود شلتوت (رییس بعدی الازهر) و شیخ حسین البناء رهبر اخوان المسلمین قرار داشت.
در راستای نهادنیه شدن این رابطه نزدیک میان شیعه و سنی که توسط علما و مراجع دو کشور ایران و مصر صورت می‌گرفت، در سال ۱۹۴۷ «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» در قاهره تأسیس شد. روند بهبود روابط دینی و مذهبی میان شیعیان و اهل سنت تا جایی پیش رفت که شیخ محمود شلتوت مفتی‌الازهر در ۱۹۵۸ و در فتوایی شیعه اثنی عشری را مکتب بر حق اعلام کرد و به دنبال این فتوا برای تدریس تشیع در الازهر کرسی اختصاص داده شد.


▪ ایران و مصر پس از پیروزی انقلاب اسلامی
پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ میلادی و همزمان با مذاکرات کمپ دیوید در مصر رخ داد. با امضای پیمان کمپ دیوید میان مصر و اسرائیل و خروج مصر از جرگه کشورهای عربی در حال جنگ با اسرائیل روابط ایران و مصر قطع گردید و با پذیرش پناهندگی محمدرضا پهلوی از طرف دولت مصر و استقبال از شاه در قاهره متشنج‌تر گردید.
پس از امضای قرارداد کمپ دیوید حضرت امام خمینی (ره) با انتشار بیانیه‌ای به این خیانت مصر شدیدا اعتراض کردند.
متن بیانیه امام (ره) به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
«اینجانب بیش از پانزده سال است که خطر اسرائیل غاصب را گوشزد کرده‌ام و به دول و ملل غرب این حقیقت را اعلام نموده‌ام. اکنون با طرح استعماری صلح مصر و اسرائیل این خطر بیشتر ، نزدیک‌تر و جدی‌تر شده است. سادات با قبول این صلح وابستگی خود به دولت استعمارگر آمریکا را آشکارتر نمود، از دوست شاه سابق ایران انتظاری بیش از این نمی‌توان داشت.
ایران خود را همگام با برادران مسلمان کشورهای عربی دانسته و خود را در تصمیم‌گیری‌های آنان سهیم می‌داند. ایران صلح سادات و اسرائیل را خیانت به اسلام و مسلمین و برادرات عرب می‌داند و موضع سیاسی کشورهای مخالف این پیمان را تأیید می‌کند.
والسلام علیکم و رحمه الله
روح‌الله الموسوی الخمینی
۵/۱/۱۳۵۸
متأسفانه دولتمردان وقت پیام این بیانیه امام (ره) را درک نکردند تا آنکه حضرت امام در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۸۵، دستور قطع رابطه دیپلماتیک با مصر را صادر فرمودند. متن دستور امام (ره) به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر یزدی وزیر امور خارجه
با در نظر گرفتن پیمان خائنانه مصر و اسرائیل و اطاعات بی‌چون و چرای دولت مصر از آمریکا و صهیونیست، دولت موقت جمهوری اسلامی ایران قطع رابطه دیپلماتیک خود را با دولت مصر بنماید.
روح‌الله الموسوی الخمینی
علی‌رغم اینکه انور سادات صدام را آغازگر جنگ علیه ایران دانسته و موضع منفی نسبت به وی اتخاذ کرده بود، با ترور سادات، حسنی مبارک در جهت بهبود هر چه سریع‌تر روابط خود با عراق تلاش نمود تا آنجا که با تمام توان در برابر ایران و در کنار عراق ایستاد. مصر که در این مقطع زمانی به دلیل بهبود روابط خود با رژیم صهیونیستی در میان کشورهای اسلامی و عربی در انزوا قرار داشت. با بزرگ جلوه دادن خطر انقلاب ایران برای کشور منطقه سعی در ایجاد ائتلاف با این کشورها علیه ایران نمود تا ضمن بهبود روابط خود با کشورهای اسلامی امواج خروشان انقلاب اسلامی ایران را هر چه بیشتر مهار نماید.

ادامه دارد...

● بازتاب انقلاب ایران بر جامعه مصر
از سال ۱۹۷۸ م، غالب جریان‌های اسلامی سیاسی مصر ، به صورتی صریح یا ضمنی ، سیاست‌های رسمی نظام سیاسی حاکم بر مصر در تأیید شاه ایران ، انتقاد از انقلاب اسلامی ایران و رهبری آیت‌الله امام خمینی را مورد انتقاد قرار داده‌اند . برخی از این جریان‌های اسلامی ، هدف این موضع و سیاست رسمی را تلاش برای برانگیختن احساس نفرت توده مردم نسبت به الگوی « اسلام گرا » در ایران قلمداد و تفسیر کردند . دعوت رژیم انورسادات از شاه ایران ، برای اقامت در مصر و پس از آن موضع گیری رسمی این رژیم در مسئله گروگان‌های امریکایی در تهران ، بر فاصله میان دیدگاه دولت و دیدگاه حرکت‌های اسلامی در مصر افزود .
گروه‌های اسلام گرای مصری ، این دیدگاه دولت که کمک به شاه را نشانه حق شناسی نسبت به کمک‌های نفتی و نظامی و اقتصادی وی به مصر در طی جنگ سال ۱۹۷۳ و پس از آن می‌دانست ، به شدت مورد سرزنش قرار دادند . آنان در مقابل ، اقدامات شاه در فروش نفت به اسرائیل ، در دوره تحریم نفتی سال ۱۹۷۳ م و همکاری مستحکم با این رژیم در زمینه نظامی و اطلاعاتی را یادآور شدند . جریان‌های اسلامی مصر بر آن بودند که اقدامات رژیم سادات در حمایت از شاه ، بر اساس تقاضای ایالات متحده امریکا و به هدف اقناع امریکا ، بر توانایی مصر ، برای پر کردن جای رژیم شاه – به عنوان قدرت بزرگ منطقه‌ای – انجام گرفته است . این جریان‌ها ، رسانه‌های تبلیغاتی مصر را متهم می‌کردند که از طریق حمله به آیت‌الله خمینی و حکومت جدید ایران ، در جهت گسترش شکاف میان شیعه و سنی می‌کوشند .
انقلاب اسلامی ایران در سال‌های نخست ، عواطف بخش وسیعی از نیروهای اسلام گرای مصری را به سوی خود جلب کرده بود . تصویرهای امام خمینی در قاهره و برخی شهرهای دیگر رواج یافت و تظاهرات گسترده‌ای در مخالفت با ورود شاه به مصر به راه افتاد .
ملت و جامعه مصر به طور کلی به نحو خوبی با انقلاب اسلامی ایران برخورد نموده و از آن استقبال نمودند. علت این استقبال در جامعه دینی مصر به خصوص از سوی گروه‌های اسلام‌گرا و مبارز مصری به دلیل شرایط خاص آن زمان در جامعه مصر بود.
تأثیر مهم انقلاب ایران بر مصر، تقویت و تشدید جریان«بازگشت به اسلام» است که در تاریخ مصر ریشه‌ی دیرینه‌ای دارد. این گرایش اگر چه در پی تحولات سیاسی زمان جنگ اسراییل و مصر و شکست مصر تا حدود زیادی تضعیف شد، لیکن با پیروزی انقلاب اسلامی ایران جان تازه‌ای گرفت.
به رغم اختلاف نظر میان جریان‌های مختلف اسلامی مصر بر سر انقلاب اسلامی ایران و تحولات آینده آن ، پیروزی این انقلاب در نگاه غالب این جریان‌ها ، در حقیقت پیروزی ایدئولوژی سیاسی اسلام و تجسم آن در شکل یک دولت بود . برخی گروه‌های اسلامی مصر ، از ابعاد و شعارهای فرامرزی و فراوطنی انقلاب ایران که همه مسلمانان بتوانند در سایه آن تاریخ و الگوی برتر و تحولات امت اسلامی را با این واقعیت جدید پیوند دهند ، استقبال کردند. انقلاب ایران به آنان ثابت کرد که قدرت رویارویی با نیروهای امپریالیستی و پیروزی بر آنان را دارند .
جنبش‌های اسلامی مصر از این که انقلاب ایران خواهان عقب نشینی اسرائیل از تمامی خاک فلسطین اشغالی، یعنی اراضی سال ۱۹۴۸ م و ۱۹۶۷ م شده بود، استقبال کردند و این موضع را با موضع غالب کشورهای عرب آن زمان که به عقب نشینی اسرائیل از اراضی اشغالی سال ۱۹۶۷ م و اعطای حق تعیین سرنوشت به ملت فلسطین اکتفا می‌ورزیدند ، مقایسه کردند . گروه‌های طرفدار ایران در میان جریان‌های اسلامی در مصر ، ایالات متحده امریکا ، اتحاد جماهیر شوروی سابق ، اسرائیل و شاه سابق را به توطئه چینی علیه انقلاب ایران متهم می‌کردند . باور به وجود چنین توطئه بین‌المللی علیه انقلاب اسلامی ، در ادبیات سیاسی حرکت‌های اسلامی مصر به فراوانی به کار گرفته شده است و در تفسیر بسیاری حوادث ، رخدادها و روابط ، از همین مفهوم توطئه پنداری استفاده شده است .
هیکل که از روزنامه‌نگاران معروف مصر می‌باشد در رابطه با تأثیرات انقلاب اسلامی بر توده‌های مردم در کشورهای اسلامی و همچنین دیدگاه‌های حضرت امام خمینی (ره) می‌گوید:
«در سال ۱۹۷۸ در حالی که انقلاب اسلامی ایران در اوج خود بود، حکومت مصر از رژیم شاه حمایت می‌کرد و حتی فتوای دینی مبنی بر لزوم اطاعت از ولی امر از سوی برخی از علمای مصر صادر شده بود به طوری که هنگام مصاحبه با امام خمینی (ره) در پاریس [قبل از پیروزی انقلاب] و مصاحبه بعدی با ایشان در قم [بعد از پیروزی انقلاب] ایشان با تلخی از من پرسید که چرا بعضی از علمای دین در مصر علیه انقلاب اسلامی فتوا می‌دهند در حالی که پیش از این اعراب از شرکت شاه در طرح‌های غربی در منطقه شکایت داشتند و حالا انقلاب اسلامی نه تنها ایران را از این طرح‌ها خارج ساخته، بلکه در مقابل آن‌ها به مبارزه پرداخته است. اضافه بر این اعراب از روابط ایران با اسرائیل شاکی بودند و حالا این روابط قطع شده و مقر نمایندگی اسرائیل به سازمان آزادی‌بخش فلسطین واگذار شده است. با این وجود تأثیرات انقلاب اسلامی بر توده‌های مردم و جنبش‌های اسلامی انکار ناپذیر است.

انقلاب اسلامی به حدی توانست بر جنبش اخوان‌المسلمین تأثیر بگذارد که به محض پیروزی انقلاب اسلامی دبیرخانه تشکیلات بین‌المللی اخوان‌المسلمین مبادرت به تماس با مسئولان جمهوری اسلامی نمود تا هیأتی مرکب از نمایندگان جناح‌های مختلف اخوان‌المسلمین از ایران دیدن کرده و پیروزی انقلاب را به مسئولان و مقامات بلندپایه ایران تبریک گفتند و در مورد راه‌های همکاری، گفت و گو و تبادل نظر کنند.
اخوان‌المسلمین در سال ۱۹۷۹ کتابی تحت عنوان «خمینی آلترناتیو اسلامی» منتشر ساخت که توسط فتحی عبدالعزیز نوشته شده بود. در این کتاب شیوه امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی به عنوان راه حل برای نظام‌های وابسته ذکر شده است.
فتحی عبدالعزیز در این کتاب اظهار می‌دارد که : «انقلاب [امام] خمینی ، انقلاب یک فرقه اسلامی علیه فرقه‌ای دیگر نیست، بلکه مرکز ثقل ارزش‌ها و اعتقادات مشترکی است که همه مسلمانان را به وحدت می‌خواند، همان چیزی که انقلاب ایران برای آن به وقوع پیوست.»
با گذشت نزدیک به دو سال از وقوع انقلاب اسلامی ایران و با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران حمایت‌های اولیه رهبران اخوان‌المسلمین نسبت به انقلاب ایران کاهش یافت که دلیل آن بروز مسائل فرقه‌ای ـ مذهبی میان اعضای این جنبش بود.
این مساله تا جایی بود که رهبر اخوان‌المسلمین عمر تلمسانی در مرحله‌ای اعلام کرد : « ایران موضعی عداوت آمیز در برابر جماعت اخوان المسلمین در پیش گرفته است » . این موضع، در پاسخ اتهام ایران به اخوان المسلمین که آنان را مجموعه‌ای از مزدوران امریکایی‌ها بر می‌شمرد ، اتخاذ شد . این اتهام به اخوان المسلمین ، پس از آن ابراز شد که جیمی کارتر رئیس جمهور سابق ایالات متحده ، از عمر تلمسانی خواست تا برای آزادی گروگان‌های آمریکایی که در ایران نگه داری می‌شدند ، وساطت کند . تلمسانی این درخواست را پذیرفت و در حال برداشتن گام‌های نخست بود که مقامات ایرانی اعلام کردند ، هر کس در صدد آزادسازی گروگان‌ها باشد ، مزدور امریکاست .
پاسخ تلمسانی به این اتهام آن بود که دست گیری دیپلمات‌ها و به گروگان گرفتن آنان ، از نظر دینی گناه است ؛ به این ترتیب عناصر درون جماعت اخوان المسلمین ، در مواضع سابق خود تجدید نظر کردند و تحت تأثیر مواضعی ، در صف مخالفان شیعه و انقلاب ایران قرار گرفتند .
موضع جدید جماعت اخوان المسلمین را نیز می‌توان ، در سایه رد ابتکارات صلح در جنگ عراق با ایران از سوی ایران در آن زمان و هم چنین مواضع دشمنانه عربستان سعودی در برابر انقلاب ایران که برخی رهبران و عناصر اخوان المسلمین ارتباطات مستحکمی با آن کشور داشتند ، تفسیر کرد .
جماعت اخوان المسلمین در شفاف سازی موضع خویش در خصوص جنگ عراق و ایران ، در آغاز با استناد به آیاتی از قرآن ، عراق را متجاوز خوانده، محکوم کرد و هم چنین مواضع برخی کشورهای اسلامی را که به جای تلاش برای توقف جنگ ، به عراق با ایران کمک می‌کردند، محکوم نمود . عمر تلمسانی از رهبران همه مسلمانان جهان خواست تا برای متوقف کردن این جنگ اقدام کنند؛ وی هم چنین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی و اسرائیل را متهم کرد که برای تضعیف دو طرف جنگ و رفع تهدید احتمالی اسرائیل از سوی ایران و عراق ، این جنگ را به راه انداخته‌اند . در این جا هم جماعت اخوان المسلمین، در تفسیر علت جنگ میان دو دولت مسلمان ، از مفهوم توطئه بین‌المللی علیه السلام استفاده کرد. در مراحل بعدی نیز این جماعت از استمرار این جنگ که آن را مخالف اصول شریعت می‌شمرد ، ابراز تأسف کرد . زمانی که شیخ صلاح ابواسماعیل ( از اعضای اخوان المسلمین )، طی سخنانی کوشید، این تصور را ایجاد کند که جماعت اخوان المسلمین در جنگ عراق با ایران ، طرفدار عراق است ، استاد تلمسانی اعلام کرد که شیخ ابواسماعیل نظر شخصی خود را بیان کرده است .
در این مقطع، عده‌ای در درون اخوان‌المسلمین، انقلاب ایران را یک انقلاب شیعی قلمداد کردند که در صدد سلطه بر کل جهان اسلام است و لذا دست به تبلیغات و انتشار کتاب علیه ایران زدند.
یکی دیگر از علل تغییر رویه اخوان‌المسلمین را می‌توان ناشی از فشار کشورهای عربی بر این جنبش دانست به طور کلی تأثیر انقلاب اسلامی ایران در شکل‌گیری نهضت بازگشت به خویشتن اسلامی در مصر و احیای فکر دینی را نمی‌توان انکار نمود. نهضتی که علی‌رغم وجود حکومت پلیسی در مصر و فشارهای مختلف از درون و بیرون مصر تاکنون در قالب جنبش‌های عظیم دانشجویی، اتحادیه‌های ارگری و تشکل‌های دینی و مذهبی به کار خود ادامه داده است. اخوان‌المسلمین از این مقطع زمانی با پیش گرفتن شیوه مبارزاتی زیرزمینی در صدد ایجاد خیزش‌های مردمی در دانشگاه‌ها و در میان مردم بر آمد هر چند که در این زمینه نتوانست موفق بشود.
۲) تشکل های اسلام گرای زیرزمینی
مقصود از تشکل‌های اسلامی زیرزمینی در مصر ، جماعت شباب محمد که « صالح سریه » رهبر آن بود و در سال ۱۹۷۴ کوشید تا دانشکده فنی نظامی را به تصرف درآورد، و جماعت التکفیر و البحره که خود را جماع المسلمین می‌نامید، و نیز جماعت الجهاد است که مسئولیت قتل انور سادات، رییس جمهور سابق مصر را بر عهده گرفت .
الجهاد یکی از جنبش‌های رادیکال و پرطرفدار در مصر می‌باشد که در سال ۱۹۸۱ توسط یکی از اعضای خود به نام خالد اسلامبولی دست به ترور رییس جمهور وقت مصر یعنی انور سادات زد.
برخی بر این عقیده‌اند که انقلاب اسلامی بیشترین تأثیر را در میان گروه‌های مصر بر جنبش الجهاد داشته است. نیروهای الجهاد نحوه پیروزی انقلاب ایران را به خوبی ترسیم کرده و آثار مبارزان ایرانی را مطالعه کردند به طوری که در زمان دستگیری آنان، یادداشت‌هایی از کتاب «حکومت اسلامی» امام خمینی (ره) و خلاصه دست نویسی درباره انقلاب ایران و کتاب‌های دکتر شریعتی توسط نیروهای امنیتی مصر از آنان ضبط شد.
دولت مصر نیز این وسایل را دست‌آویز قرار داده و دولت ایران را متهم به دخالت در امور داخلی مصر و ایجاد تشنج در این کشور نمود.
نشریات و مطبوعات ایران در این دوره، هر روز به انتشار عملیات گروه‌های مصری می‌پرداختند و ضمن ستایش آنان اسامی شهدای آنان بر خیابان‌های ایران گذاشته می‌شد و اینگونه اقدامات مورد تأیید مقامات و مسئولین ایرانی قرار می‌گرفت.
به عنوان مثال امام خمینی (ره) در پیام خود در فروردین ۱۳۵۸ خطاب به مردم مصر از آنان خواستند تا علیه حکومت سادات قیام کنند و این پیام در واقع اولین موضع‌گیری رسمی دولت انقلابی ایران بود که در آن صریحا سرنگونی حکومت سادت خواسته شده بود.
از نظر این تشکیلات ، ریشه‌های انقلاب ایران به اندیشه حسن البنا و سیدقطب باز می‌گردد . برخی رهبران تشکیلات الجهاد ، انقلاب امام خمینی را الگویی برشمردند که سازمان‌ها و گروه‌های اسلامی ، در دیگر کشورهای اسلامی ، باید از آن پیروی کنند . رهبران این تشکیلات ، نشریات ، کاست ها و بیانیه‌هایی صادر کردند و در آن از مسلمانان سنی خواستند تا از اندیشه‌های امام خمینی پیروی کنند ؛ حتی برخی عناصر تشکیلات الجهاد ابراز امیدواری کردند که ایران، در جنگ سال ۱۹۸۰ م عراق را شکست دهد و پس از آن زمینه برای استیلای ایران بر اردن و سپس آزادسازی فلسطین فراهم شود. این عناصر، اختلافات میان انقلاب ایران و جنبش‌های اسلام گرا در مصر را دارای ماهیتی ثانوی و فرعی دانستند ؛ به ویژه آن که موضع هر دو در برابر دشمنان اسلام ، مشابه است.
آنان انقلاب ایران را نخستین انقلاب شیعی مبتنی بر مبانی اسلامی صحیح توصیف کردند . برخی از تحلیل گران معتقدند که رهبران تشکیلات الجهاد در مصر ، از طریق برخی فلسطینی‌های نواز غزه ، کوشیدند تا ارتباطات نزدیکی با رهبران انقلاب ایران برقرار کنند .
اما باید توجه داشت که جناح سنتی تشکیلات الجهاد معتقد بود که اعتقادات شیعه ، انحراف از اسلام صحیح است . با این حال ، وجود این جناح با چنین موضعی ، مانع از ابراز تأیید انقلاب ایران در مناسبت‌های مختلف و توافق با آن درباره برخی مسائل نیست .
از دیگر جنبش‌ها و گروه‌های مصری که از انقلاب اسلامی ایران تأثیر پذیرفته است می‌توان به الیسار الاسلامی یا چپ اسلامی اشاره نمود.
گروه الیسار الاسلامی نیز مانند الجهاد جزو گروه‌های مبارز رادیکال به شمار می‌رود. این گروه نقش ایدئولوژی شیعی را در انقلاب اسلامی ایران می‌ستوند و به آن توجه زیادی داشتند و در همین راستا تعدادی از کتب امام خمینی و دکتر علی شریعتی را به زبان عربی ترجمه نموده و منتشر کردند و خود نیز کتاب‌هایی پیرامون انقلاب اسلامی ایران به رشته تحریر در آوردند.

ادامه دارد...

X